وسیله ایران سوریه عربستان دولت ترامپ

وسیله: ایران سوریه عربستان دولت ترامپ اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث خودش،شوهرش و برادرش ، ولنگاری اخلاقی تازه عروس،به قیمت جان 3 نفرتمام شد

«رضا» و «سارا» در یک دورهمی دوستانه با هم آشنا و در مدت کوتاهی دلباخته یکدیگر شدند. دختر جوان با وجود سن کمش خواستگارهای زیادی داشت ولی به بهانه اینکه قصد ادامه

ولنگاری اخلاقی تازه عروس،به قیمت جان 3 نفرتمام شد/ خودش،شوهرش و برادرش

عبارات مهم : اسلحه

«رضا» و «سارا» در یک دورهمی دوستانه با هم آشنا و در مدت کوتاهی دلباخته یکدیگر شدند. دختر جوان با وجود سن کمش خواستگارهای زیادی داشت ولی به بهانه اینکه قصد ادامه تحصیل دارد به همه آنها جواب منفی می داد. تا اینکه «رضا» پا به زندگی او گذاشت.

ایران نوشت:پسر جوان عاشق پیشه که از توجه دیگران به همسرش و واکنش‌ها صمیمی او با مردان فامیل در عذاب بود به جای جدایی، نقشه ای سیاه کشید

«رضا» و «سارا» در یک دورهمی دوستانه با هم آشنا و در مدت کوتاهی دلباخته یکدیگر شدند. دختر جوان با وجود سن کمش خواستگارهای زیادی داشت ولی به بهانه اینکه قصد ادامه تحصیل دارد به همه آنها جواب منفی می داد. تا اینکه «رضا» پا به زندگی او گذاشت.

خودش،شوهرش و برادرش ، ولنگاری اخلاقی تازه عروس،به قیمت جان 3 نفرتمام شد

ابراز علاقه و واکنش‌ها آرام پسر جوان، نظر «سارا» را به زندگی کاملاً عوض کرده بود. دیگر از ازدواج فراری نبود بلکه رضا را مرد رؤیاهایش می دید. ارتباط باعشق آنها خیلی سریع به آخر رسید و دختر و پسر جوان با وجود مخالفت خانواده هایشان در کمتر از دو ماه عقد و عروسی ارزش را برگزار کرده و زیر یک سقف رفتند.

زندگی «رضا» و «سارا» آنقدر آرام و رمانتیک بود که در مدت کوتاهی داستان علاقه آنها زبانزد همه اقوام و دوستانشان شده است بود. خانواده ها نیز از این شرایط راضی بودند.

«رضا» و «سارا» در یک دورهمی دوستانه با هم آشنا و در مدت کوتاهی دلباخته یکدیگر شدند. دختر جوان با وجود سن کمش خواستگارهای زیادی داشت ولی به بهانه اینکه قصد ادامه

چند ماهی از شروع زندگی آنها گذشته بود که اختلاف سلیقه ها کار دستشان داد. «سارا» با اینکه در خانواده مقیدی بزرگ شده است بود ولی بعد از ازدواج چارچوب های زندگی اش را شکسته و به قول خودش آزاد شده است بود. این شرایط ولی به مذاق «رضا» خوشایند نبود. چند هفته اول جهت اینکه او ناراحت نشود حرفی نمی زد تا اینکه کم کم به رفتارهای «سارا» و رفت و آمدهایش مشکوک شد.

«رضا» دیوانه وار همسرش را دوست داشت ولی لجبازی های او کلافه اش کرده بود.اختلاف های آنها هر روز جدی تر می شد و پادرمیانی های خانواده ها هم اثری نداشت…

چند ماهی از شروع زندگی مشترکشان گذشته بود، «رضا» که با گفت و گو نتوانسته بود همسرش را با خود همراه کند به خشونت رو آورد و در کمال ناباوری «سارا» را که حتی طاقت دیدن گریه اش را نداشت بیرحمانه مورد ضرب و شتم قرار داد.بعد از آن شب «سارا» دیگر حرف نمی زد. آرام شده است بود. «رضا» تصور می کرد با این کارش او را سرعقل آورده و بعد از چند روز قهر، یک عذرخواهی باعشق همه چیز را مثل قبل قشنگ می کند.او هرگز تصور نمی کرد این سکوت، آرامش قبل از طوفان است.

خودش،شوهرش و برادرش ، ولنگاری اخلاقی تازه عروس،به قیمت جان 3 نفرتمام شد

دو هفته از آن اتفاق گذشته بود که آنها به یک دورهمی دعوت شدند. «سارا» که در تمام این روزها تنها به انتقام فکر کرده بود در نخستین دورهمی نقشه اش را عملی کرد. او با لباسی راحت همراه «رضا» شد ولی هنگامی که پا در دورهمی گذاشت کاری کرد که شوهرش شوکه شود. نمی توانست روابط صمیمانه همسرش با مردان را تحمل کند خونش به جوش آمده بود. همانجا بود که تصمیمش را گرفت. هنوز «سارا» را دوست داشت ولی غیرتش اجازه نمی داد که کنار آن زن بی قید زندگی کند.

هزار فکر به ذهنش آمد. ولی اینکه «سارا» را بعد از جدایی کنار مرد دیگری ببیند نیز برایش قابل هضم نبود.چند روز بعد از آن میهمانی، آنها دوباره دعوایشان شد و کارشان به زد و خورد رسید. دیگر وقت آن رسیده بود که کار را تمام کند. با خشم از منزل خارج شد و با کمک واسطه ای اسلحه خرید و آن را پنهانی در انباری منزل پنهان کرد.«سارا» که صورتش پر از زخم و کبودی شده است بود خودش را در منزل حبس کرده بود و به دیدن خانواده اش نمی رفت.

«رضا» و «سارا» در یک دورهمی دوستانه با هم آشنا و در مدت کوتاهی دلباخته یکدیگر شدند. دختر جوان با وجود سن کمش خواستگارهای زیادی داشت ولی به بهانه اینکه قصد ادامه

دو سه روزی از آن دعوای سخت گذشته بود که برادر «سارا» جهت دیدن تنها خواهرش به منزل او آمد. او که با دیدن صورت کبود و مجروح او به خشم آمده بود نتوانست تا برگشتن «رضا» صبر کند و «سارا» را مجبور کرد وسایلش را بردارد تا به منزل پدرشان بروند. ولی هنگامی که به چارچوب در رسیدند، «رضا» سر رسید.

او که از دیدن این صحنه یکه خورده بود در یک لحظه انگار دیوانه شد و به سمت انباری منزل دوید و اسلحه را برداشت. «سارا» و برادرش جهت نجات جانشان به داخل ساختمان دویدند ولی «رضا» مصر بود که کار را تمام کند و با چندینه شلیک هر دوی آنها را نقش بر زمین کرد…

خودش،شوهرش و برادرش ، ولنگاری اخلاقی تازه عروس،به قیمت جان 3 نفرتمام شد

بعد از آن شلیک ها منزل در سکوتی هولناک فرو رفته بود. «رضا» تازه فهمیده بود دست به چه جنایت وحشتناکی زده هست. با گام های لرزان به سمت جسد «سارا» حرکت کرد. اسلحه هنوز در دستش بود. گوشی تلفن را برداشت و با خواهرش تماس گرفت و به قتل همسر و برادرزنش اعتراف و از او جهت هر لحظه خداحافظی کرد… گوشی روی زمین افتاد و «رضا» کنار جسد «سارا» زانو زد. دست لرزانش را اوج آورد. اسلحه را روی شقیقه اش گذاشت وماشه را چکاند…

…ساعتی بعد مأموران پلیس که در تماس خواهر «رضا» گزارش این فاجعه هولناک را دریافت کرده بود به محل جنایت اعزام شده است و اجساد هر سه زن و مرد جوان را پیدا کردند.

واژه های کلیدی: اسلحه | زندگی | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs