وسیله ایران سوریه عربستان دولت ترامپ

وسیله: ایران سوریه عربستان دولت ترامپ اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث عکس + مرد تبهکار، راز آدم ربایی را به گور برد

سه پسر جوان که متهم هستند در پوشش مامور، مردی را برابر چشم دختر خردسالش ربوده و از او اخاذی کرده‌اند، در جلسه دادگاه مدعی شدند از خصومت شخصی سرکرده خود با گروگا

مرد تبهکار، راز آدم ربایی را به گور برد +عکس

عبارات مهم : ماشین

سه پسر جوان که متهم هستند در پوشش مامور، مردی را برابر چشم دختر خردسالش ربوده و از او اخاذی کرده اند، در جلسه دادگاه مدعی شدند از خصومت شخصی سرکرده خود با گروگان خبر نداشتند. براساس محتویات پرونده، سرکرده آنها که چند ماه پیش فوت کرده است قصد جلب توجه همسر گروگان را داشت.

به گزارش جام جم، بهار 93 مردی با مراجعه به پلیس پایتخت گفت: «چند روز پیش جهت برگرداندن دختر هفت ساله ام به مدرسه اش رفته بودم که دو مرد جوان از خودرویی پیاده شدند و به سمتم آمدند. آنها خود را مامور معرفی کردند و مدعی شدند باید جهت توضیحاتی به مقررشان بروم. به زور دستبند و چشم بند زدند و مرا داخل ماشین انداختند. نمی دانستم مرا کجا می برند. چند دقیقه که گذشت، توقف کردند. یکی از آنها با ضرب و شتم، روی شکمم نشست و به زور در دهانم مشروب ریخت. مجبورم کرد سندی سفید را امضا کنم. سپس دو فشنگ و یک سلاح کلاشینکف هم در کیفم جاسازی کردند و مرا تحویل پلیس دادند. مدتی در بازداشت بودم تا این که آزاد شدم.»

با ثبت این شکایت، ماموران وارد عمل شدند و مدتی بعد سه نفر از آدم رباها را دستگیر کردند. یکی از آنها نیز خودش را به پلیس تحویل داد. بعد از تکمیل بازجویی ها، کیفرخواست پرونده صادر شد و جهت پیگیری در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده قرار گرفت. صبح دیروز، در ابتدای جلسه دادگاه مشخص شد سرکرده این افراد به نام رحیم، دو ماه پیش به علت مبتلا شدن به بیماری سرطان فوت کرده است.

عکس + مرد تبهکار، راز آدم ربایی را به گور برد

براساس مدارک موجود، او با نشانه جلب توجه همسر گروگان، قصد ایجاد پاپوش جهت او را داشت. شاکی در این جلسه با تکرار بیانات قبلی خود، گفت: «آن روز هنگامی که مرا دزدیدند، دخترم شاهد ماجرا بود. او گریه می کرد. از هرکسی که در این اتفاق به من آسیب زده شکایت دارم.»

سپس نوبت به متهمان رسید. کامران گفت: «من اتهام آدم ربایی را قبول ندارم. چند روز قبل از حادثه، رحیم سراغم آمد و گفت می خواهی در عملیات دستگیری مردی که مقادیری مواد منفجره در منزل دارد، شرکت کنی؟ چون او را از قبل می شناختم قبول کردم. روز حادثه، همراه امیر (یکی دیگر از متهمان) سوار موتور آپاچی ام شدیم و برابر مدرسه دختر شاکی رفتیم. رحیم هم با ماشین حمید (متهم سوم) آمد. قرار بود کشیک بدهیم و اگر مشکلی پیش آمد، وارد عمل شویم. آنها به شاکی دستبند و چشم بند زدند و او را در ماشین انداختند و با خود بردند. نزدیک رودخانه ای در پونک توقف کردند. من امضا کردن سند از طرف شاکی را ندیدم، ولی بوی مشروب را حس کردم. من فکر می کردم یک مجرم را دستگیر می کنیم.» سپس امیر گفت: «رحیم به من هم گفته بود، شاکی مواد منفجره و سلاح دارد، ولی هنگامی که ماشین به رودخانه رسید، دیدم رحیم روی شکم شاکی نشست و به زور در دهانش مشروب ریخت. امضای سند را هم گرفت. چند روز بعد خودم را تحویل پلیس دادم.» سپس نوبت به حمید رسید. او نیز اتهامات خود را رد کرد و گفت: «من از ده سال پیش رحیم را می شناختم. هنگامی که گفت می خواهیم مردی خلافکار را دستگیر کنیم، همراهش رفتم، ولی در طول مسیر متوجه خصومت شخصی ارزش شدم. حتی با رحیم درگیر هم شدم، ولی فایده ای نداشت. او مشروب خوراند، ولی من امضا گرفتن را ندیدم.»

سه پسر جوان که متهم هستند در پوشش مامور، مردی را برابر چشم دختر خردسالش ربوده و از او اخاذی کرده‌اند، در جلسه دادگاه مدعی شدند از خصومت شخصی سرکرده خود با گروگا

در ادامه جلسه، همسر گروگان نیز به اتهام معاونت در آدم ربایی مورد تحقیق قرار داده شد و گفت: «من این اتهام را قبول ندارم. یک ماه قبل از اتفاق به علت اختلافاتی که با شوهرم داشتم به منزل برادرم رفتم. من درخواست طلاق نداده بودم، ولی می خواستم جدا زندگی کنم جهت همین برادرم یک منزل برایم اجاره کرد. صاحبخانه ام رحیم بود. او یک روز به من پیشنهاد کار در یکی از ارگان ها را داد. یک بار هم که به خاطر شکایت همسرم در دادسرا به مسئله خورده بودم، جهت میانجیگری آمد و حتی با شوهرم درگیر هم شد. من نمی دانم او چه فکری در ذهنش بود، ولی من هیچ ارتباطی با او نداشتم. حتی از سندی هم که امضا شده است بود استفاده نکردم.»

در آخر دادگاه، متهمان تقاضای بخشش کردند و قضات نیز جهت صدور رای وارد شور شدند.

واژه های کلیدی: ماشین | دادگاه | در ماشین | آدم ربایی | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs